علامه حسن زاده آملی:

حالا بنده هم پا در كفش آقايان كردم و از خودم چيزى ندارم. نخستين دستورالعملى كه عرض می‏كنم همان است كه در اصول كافى آمده و اين اولين دستورالعملى است كه به انسان دردمند می‏دهند و آن، عمل جناب رسول الله صلى الله عليه و آله است كه حضرتش هر شب قبل از خواب مسبحات است را قرائت میكرد و آن همان شش سوره‏اى است كه با تسبيح شروع مى‏شود: و ما در هزار و يك نكته اقوال و آراء در مسبحات را آورديم آن سوره‏ها با «سبح» و «يسبح» شروع می‏شود نه با «سبحان الله» كه عده‏ اى گفته‏ اند و عبارتند از:حديد، حشر، صف، جمعه، تغابن، واعلى.


ان‏ شاءالله از امشب شروع كنيد كه اهل قرآن بشويد و با قرآن حشر پيدا كنيد و ما كه طلبه هستيم بايد با قرآن محشور باشيم نه اين كه از قرآن جدا باشيم و شبانه روز به عوامل لفظى و معنوى و انباشتن اصطلاحات دلخوش باشيم تن به كار دهيد و با اخلاص بياييد كه فرمودند:
         يك صبح به اخلاص بيا بر در ما             گر كام تو بر نيامد آنگه گله كن‏

حال حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله را اسوه خود قرار دهيد كه: لقد كان «لكم فى رسول الله أسوة حسنة» و اين مسبحات را قبل از خواب بخوانيد.

البته عالميد و درس خوانده ‏ايد، در اين سوره ها توغل فرماييد سپس می‏بينيد كه اين سوره‏ ها به انسان، توان و حال میدهند.

آرى انسان است و بايد آيينه دل را صاف نگه دارد تا كام معنوى بگيرد. پس اين شش سوره را شب‏ها بخوانيد تا گرم شويد.

اين نكته را به شما عرض كنم كه آقاجان قرآن به شما ديد میدهد يعنى چشم برزخيتان باز میشود.

در حضور يكى از اولياى الهى كه خداوند درجاتش را عالى كند دو نفر به نزد من آمدند و رفتند، پس از رفتن آن دو تن ايشان با من دعوا كرد كه اين گونه افراد براى چه پيش تو مى ‏آيند و چرا اينها را راه دادى. در حالى كه آنها سؤال‏هايى در فروع داشتند و من هم اصلا آنها را نمیشناختم و نمی‏دانم كجايى بودند.ولى اين آقا خدا شاهد است كه با من دعوا داشت كه اينها چطور مسائل شرعى داشتند در حالى كه اولى به فلان صورت بود و آن دومى به شكل ديگر. آن آقا چشم برزخى ‏اش باز بود و افراد را مطابق ملكاتشان مشاهده مى‏ كرد. لذا خيلى از آن دومى ناله مى ‏كرد بعد گفت مگر شما متوجه نبوديد؟ گفتم نه، بعد با من دعوا كرد كه شما در اين مدت در اين شهر ولايت «هنالك الولاية لله الحق» پير شديد و ريش شما سفيد شد و در كنار منهل قرآن هستيد و با روايات شبانه روز سروكار داريد و هنوز اين اندازه نشديد كه اشخاص را بشناسيد و كتاب وجودشان را بخوانيد؟! و حرف‏هاى ديگرى كه به من زده است.
الآن كه دارم به شما اين عرايض را تقديم مى‏ دارم از من آزرده خاطر نشويد كه مبادا گمان بفرماييد كه خداى ناخواسته من دارم تعريضا گستاخى مى ‏كنم و اسائه ادب مى‏ كنم. خداوند ان‏شاءالله شرح صدر عطا فرمايد.

 

استاد صمدی آملی:

اقول: اين كمينه بى مقدار داود صمدى آملى راقم اين سطور گويد: آن كه آن آقاى بزرگوار با مولايم دعوا كرد كه مگر چشم شما باز نشده كه افراد را به صور ملكاتشان ببينيد و مگر اينها را نشناختيد، محجوب مقام علمى و عملى مولايم قرار گرفت چون براى كمل اين قوت هست كه از خود ابرى ايجاد كنند كه مظهر ستاريت حق شوند و مادون را از شناخت نسبت به مقامشان محجوب سازند، لذا چه بسا از اولياء اللهى كه در حين موت طبيعى و يا غيره ادراك مى ‏كنند كه در تحت ولايت ولى ديگرى بودند و از اين موضوع اطلاع نداشته ‏اند. فافهم.

 

دروس شرح فصوص الحکم قیصری صفحه 41-42